تبليغاتX
رویای عشق

رویای عشق

(به نام خالق عشق ) واین نیز بگذرد

 

دستانم خالی

        چشمانم رو به بالا ........ آبی آسمان

     با نگاهی سرد   ...  آرام   در جستجوی تو

صبر می کنم تا شب از راه برسد

ستاره ام را می بینم لبخند میزنم

چه نزدیک است دستانم را بالا می برم

اما افسوس چه دور است وقتی اینقدر  نزدیک است

ستاره من وآبی آسمان

                   درست مثل چشم نرگس ورقص شقایق با هم بیگانه اند

                                            k4vopr0zent1y76n3jpq.jpgtpzjzh2cfdvgw9py3iwq.jpg

 

پ-ن این شعرو خیلی دوست دارم

 خسته ام از این کویر"

خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر
آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر
ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان !
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر !
آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح !
مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر
مثل شعر ناگهان ، مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی ، اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب ، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم ، با تو در همین مسیر !
از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر !
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها
این منم در این طرف ، پشت میله ها اسیر
دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر !

                                          با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر !

"قیصر امین پور"

mi--ma--b.k.m

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/08/14ساعت11:23توسط شهره |

 

وقتی نم نم بارون روی برگهای زرد می ریخت 

  دیگه صدای خس خس  اونا را  زیر پاهام حس نمی کردم

آهسته وبدون توجه به اینکه زیر پاهای خسته ام دارن یکی یکی له میشن

آروم  غرق در افکار جور واجور  می شم

افکاری که یکی پس از دیگری هجوم میارن

 به این فکر می کنم

چه طوری ما آدما گاهی با دست خودمون چاهی رو می کنیم

خودمونو توش می اندازیم

اینکه با دست خودمون سرنوشت خودمونو رقم می زنیم

 و بعد همه چیزو از چشم روزگار وچرخ گردون می بینیم

اینکه با یه تصمیم غلط خودمونو می اندازیم تو گرداب مصائب  ....

  و انگشت ندامت به دهن

هر چه ناسزاست بار بخت واقبالمون می کنیم  .....

اینکه بعدش  دیگه  باید یه عمر با حسرت واندوه 

   وناله به آرزو های  دست نیافتنی دل خوش کنیم و

راهی نمونده باشه  ......

اینکه......

اینکه.....

حالا دیگه خیلی دیر شده برا فکر کردن به  این حرفا 

قطره های اشک  رو صورتم با نم نم بارون قاطی شد

وفریاد خسته ام تو هو هوی باد گم ....

 

پ-ن- خدایا چقدر زود دیر میشه

اگه خواستی کسی اشک هاتو نبینه زیر بارون گریه کن

همیشه دوست داشتم 

با  تجربه های دیگران زندگیمو بسازم

اما حالا می بینم تجربه ای شدم برا دیگران

*********

*****

***اگه دلت گرفت بیا تو نغمه

http://naghmeh-daftaryadbod.blogfa.com/

 

+نوشته شده در شنبه 1388/08/09ساعت20:20توسط شهره | |

درست به یاد دارم مادرم   از من  پرسید

به نظر تو مهم ترین عضو بدن کجاست ؟؟؟؟ و من

 گفتم شنیدن از همه چیز مهم تر است

پس می تواند گوش باشد

اما مادرم  گفت خیلی از مردم نا  شنوا هستند

اما  کماکان به زندگی ادامه میدهند

روزی مادرم دوباره این سوال را تکرار کرد

ومن گفتم چشم هایم

ومادرم گفت چه بسا افرادی نا بینا به

جاهایی بلند تر از افراد بینا رسیده اند

 پس این پاسخ هم درست نمی باشد .

روزی را به خاطر دارم که پدرم سخت گریست

 برای از دست دادن پدرش وهمه ما 

 غمگین بودیم وغمگین تر از ان اینکه پدرم سخت میگریست

انگاه مادرم گفت :

آیا متوجه شدی مهمترین عضو بدن کجاست ؟؟

غافلگیر شدم ...........

اصلا فکر نمی کردم در چنین شرایطی

مادرم چنین سوالی را تکرار کند

راستش همیشه فکر میکردم این جور سوال وجواب یک جور بازیست

    اما آن روز درس مهمی گرفتم....

مادرم  اشک در چشمانش حلقه زد وگفت :

مهمترین عضو بدن شانه هایت است

متعجب پرسیدم :

آیا به خاطر اینکه سرم روی شانه هایم  قرار دارد؟؟؟

گفت نه !!!

به این دلیل مهمترین عضو بدنت شانه ها یت است که

سر دوست یا عزیزی را در هنگام غصه وناراحتی

بر خود نگه می داردوتکیه گاهی دل اندوهگین یا بیماریست

  هر کسی در طول عمر خود نیازمند شانه ای برای گریستن است

آرزو می کنم آن قدر دوست خوب در اطرافت باشد

که هنگام نیاز شانه  ای برای گریستن داشته باشی

 وشا نه هایت جایگاهی باشد برای  گریه دوست  و تکیه گاه او  

آن روز فهمیدم همدردی با دیگران

از همه چیز مهم تر است وتکبر وخودخواهی بدترین صفت......

 

               

  

+نوشته شده در شنبه 1388/07/18ساعت15:33توسط شهره | |

به لطف  به روی کار آمدن دولتهای مردمی  وبه یمن حضور دوباره ...

مشکل بیکاری تا حدود زیادی از میان برداشته شد

مخصوصا مشکل بیکاری جوانان

 باالاخص فارغ التحصیلان محترم ومحترمه .

قابل توجه فارغ التحصیلان کلیه دانشگاهای معتبر وغیر معتبر

اشتغال آسان وبا کمترین سرمایه که نه نیازی

 به سالها منتظر برای گرفتن  وام و....هست ونه معطلی های بی امان

فقط نیاز به کمی همت وتلاش داره

دیگه نگران بیکاری نباش  حتما که نباید در رابطه

 با رشته ای که سالها دود چراغ خوردی

 واز هفتصد خان رستم گذشتی تا تونستی مجوز ورود به دانشگاه

 را بگیری وتو اون رشته مورد علاقه ات درس بخونی

فقط همون طور که گفتم یه کم همت وتلاش میخواد

تا دلت بخواد شغل های مناسب هست

  من به حسب وظیفه چندتایی را معرفی میکنم

 خودت کمر همت را ببند و دم از بیکاری نزن

من برحسب مدرک به چندتایی اشاره میکنم

لیسانس:

می تونی یه دستمال نه چندون تمیز ویه آبپاش ببری

وپشت چراغ قرمزا تند تند بدون اینکه از صاحب ماشینها

 اجازه بگیری بکشی توی شیشه های اونا

 وبه تو هم هیچ مربوط نیست

که دیگه همون یه ذره دیدی را که داشت را ازش گرفتی!!!

 یا می تونی سر  چهر راهها یه  چهار چرخه پر از لبوی داغ وشلغم

 ومقداری باقلای خشگ  وآش رشته داغ پخته شده که

 هوا هم یاریت میکنه وداره سرد میشه .....

 نه دیگه نگران مالیات نه وام ونه ...

   ویا

دم ورودی های پارک ها هم میتونی

وبادبادک فروشی  و رنگ کردن سر وصورت و....

و یا یه جعبه واکس ویه برس دست بگیری و......

فوق لیسانس:

با داشتن یه پارتی کوچک می تونی

یونیفرم سبز بپوشی وپارک بان بشی کنار

 خیابونها  یا اگه موتوری داری پیک موتوری  و....

 ویاپخش ورق های تبلیغاتی فروشگاه ها هم می تونه ....

پوشیدن لباسهای مخصوص وایستادن دم درب

 پیتزا فروشی ها و.......

دکترا:

اگه پرستیژت اجازه نمی ده زیر بار هر کاری بری میتونی توی اینترنت

تو سایتهاب تبلیغاتی به ازای هر کلیک کسب درآمد کنی ...

یا تو یه شرکت تبلیغاتی بازار یاب بشی و یا....

به علت طولانی نشدن مطالبم از

ذکر همه عناوین شغلها خودداری می کنم

به یمن این همه کار بازم می نالی ؟؟؟؟

بازم میگی کار نیست ؟؟؟؟

بازم نق  میزنی ؟؟؟

بازم غر میزنی ؟؟؟

آخه کمی انصاف داشته باش کمر همت را ببند کار هست.....

 

+نوشته شده در شنبه 1388/07/04ساعت22:36توسط شهره |

 

مادرم .

  مهربانم !

    نگاهم کن ! 

     تا در آسمان بیکران چشمانت به پرواز در آیم

      و زیباترین ٬  پاکترین  و معصومترین لحظات عمرم

           را با تو و در کنار تو تجربه کنم ....

     آغوشت !

 ایمن ترین مکان و شانه هایت آرامترین جای دنیاست.

                      تولدت هزار بار مبارک.

                                                دوستت دارم!

+نوشته شده در یکشنبه 1388/06/29ساعت1:2توسط شهره |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا انزلنا فی الیل القدر وما ادراک ما لیل القدر لیل القدر خیر  من الف شهر  تنزل الملائکه  والروح فیها به اذن ربهم من کل امر  سلام حی حتی مطلع الفجر

خداوندا قلبی نورانی نیتی پاک ضمیری آرام وجودی ثمر بخش عاقبتی

ختم به خیر  در این زلال  شبهای قدر  از تو می خواهم

 در این سکوت شب های قدر بر سجاده نیاز

  ونمازاز قلم عفو تو طلب مغفرت می   کنم

من ترانه هستی را تقدیمت می کنم تو نیز درثانیه های دلشکستگی از من یاد کن !!

 ************************

امروز تولد رویای عشقه    

رویایی که با هزار امید وعشق  روئید

عاشقانه پرواز  را آموخت

آماده سفر شد به دور ونزدیک

به اعماق قلبها

به سرزمین دلها

                   به مکان عشق!!!!

شاید رمز  این سفر پیدا کردن یه حلقه مفقود شده بود

حلقه  ای به نام عشق و دوستی

می خوام بگم :

درد هر کس هر جای دنیا که باشه درد منه

وشادی هر کس درهر  جای دنیا شادی منه

با رویای عشق اومدم تا به دنبال تک تک شما بگردم همراهتون باشم

وبا شما رمز این معمای شگرف را در یابم

با سطر سطر وجودم می گویم دوستتون دارم

 

  *** تشکر:

از همه دوستانی که در همه حال تنهام نگذاشتن وهمراهم بودند

از همه شما  که با نظرات قشنگ تون به نوشته هام معنی بخشیدید

از همه اونایی که با انتقادات خوبشون راهنماییم کردند

این وبلاگ تقدیم به دوستانی که زیباترین آهنگ زندگیم شدند  

                           

  http://naghmeh-daftaryadbod.blogfa.com اینم ادرس نغمه

+نوشته شده در دوشنبه 1388/06/16ساعت0:36توسط شهره | |

گاهی وقتا یه خونه ساده

به همه دنیا می ارزه

                            مگه نه؟؟؟؟؟

گاهی وقتا توی قصرم که باشی

دلت از غصه می لرزه

                            مگه نه؟؟؟؟؟

         حاضری دارو نه دارت رو بدی

       به جاش از خدا دل خوش بگیری

                             

       این همه دنبال دنیا رفتیم و

     انگار این جاده تمومی نداره

        گاهی وقتا که به جایی می رسیم

        لذتش انگار دوامی نداره

          کاش یه بارم که می شد تو این سفر

       دلمون راه را نشونمون بده

        میشه سرنوشت ما این نباشد

         وسوسه اگه امانمون بده

                                   مگه نه؟؟؟؟؟

 

          عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

+نوشته شده در دوشنبه 1388/06/09ساعت22:26توسط شهره |