تبليغاتX
رویای عشق

رویای عشق

(به نام خالق عشق ) واین نیز بگذرد

            مدتها بود که  از توی پستوها  وتاریکی ها صدای گریه

کودکی به گوشم می رسید

 تصمیم گرفتم برم و ببینم کیه گریه  وناله می کنه

همه جا تاریک بود شمعی برداشتم وبه راه افتادم 

از پستوها  گذشتم واز پله ها پایین رفتم هر چه می رفتم 

 تاریک وتاریک تر می شد رفتم جلو تر

وحشت کرده بودم اما چون تصمیم گرفته بودم رفتم جلو و جلو تر

از تو در توهای  زیادی گذشتم صدای گریه بلند تر می شد  رفتم ورفتم

تا اینکه دیدم یه کودک کوچولو توی تاریکی یکه وتنها نشسته

رفتم نشستم نزدیکش چقدر شبیه خودم بود انگار می شناختمش

سرشو گذاشت رو زانوم ومن بغلش کردم

وآروم آروم نوازشش کردم ومن واون هر دو گریه می کردیم

 با گریه وبغض گفت  این همه سال کجا بودی

چرا تنهام گذاشتی

چرا هیچ وقت بهم سر نزدی

چرا فراموشم کردی تو منو رها کردی تو حتی یه دفعه به دیدنم نیمدی

من سالهاست تنهام  من دلم برات تنگ شده بودومنتظرت بودم

حتی یه بار سراغمو نگرفتی

من همین طور گریه می کردم اون راست می گفت خیلی وقت بود

فراموشش کرده بودم سخت به آغوشش گرفتم وگفتم قول می دم

دیگه هرگز تنهات نگذارم هر روز به دیدنت بیام باهات بازی کنم سرتو روشانه ام

بگذارمو برات قصه بگم و............واون یه خنده ای معصومانه کرد

...... این  کودک غمگین وتنها همه کودکیم بود که سالها رها ش کرده بودم واون تو کنج

پستوهای دلم زار زار می گریست ومن نمی شنیدم

اون پله ها هم سالهای عمرم بود که ازش رفتم پایین

او کودکیم بود که سالها  چه بی رحمانه فراموشش کرده بودم

چه بی رحمانه رهایش کرده بودم

تنها غریب بی کس وغمگین  او من بودم خود خویشتنم

او کودکیم بود دلم برای خودم تنگ شده  دلم

برای همه اون سالهیی که گذشت وخودمو تنها

گذاشته بودم تنگ شده برا همه لحظات فراموش شده خودم تنگ شده

b44.jpg

                             خداوندا مرا یاری ده تا قبل از این که در مورد 

    راه رفتن    کسی قضاوت   کنم قدری با   کفش ها             

                 او قدم بر دارم

    ودوباره پرستوی دیگری به اشیانه اش باز گشت به یاد مولایش  امام حسین واین بار او  هم  چه زیبا آمد  می تونید ببینید 

                                        http://www.baharbarani.blogfa.com/بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

                                    

                                                                           

+نوشته شده در دوشنبه 1387/10/09ساعت21:49توسط شهره | |