|
آوای فاخته (۲) )برای خودم نوشتم اون روز صبح حسابی سازم کوک شد با اون فاخته اون بگو من بگو خیلی ها وقتی همجا سکوته و این پرنده کوچولو می خونه باهاش همنوا می شوند وهر چی تو فکرشونه با آهنگ اون یکی می شه یه لحظه حس کردم اونم یه چیزی می خواد بگه چشمام وبستم وخوب گوش دادم ....... شنیدم می گه : خیلی وقت نداری !!!!! خیلی وقت نداری ..................... باز گوش دادم فرصت کمه !!! فرصت کمه ................... منتظر چی هستی !!!!!! و......... حس عجبی بهم دست داد حال غریبی پیدا کردم یه دفعه پا شدم...... فاخته پرید اما همین طور که داشت پر می کشید باز گفت عجله کن !!!!! وقت تنگه !!! گفتم ممنونم ازت(((((((((( گرفتم)))))) همین حالا نوشتم سناریو زندگیمو با سکانس های خیس قول می دهم ...سکانس اول همه عشق ومحبتم به تک تک آدم های درد مند باشه وحس اعتماد واحترام به اونا سکانس دوم شناختن درد های پنهان و اسف بار زندگی ادم های دوروبرم باشه سکانس سوم تحمل قضاوت دیگران باشه وسکوت در مقابل شماتت های اونا وصبوری در مقابل انتقاداتشون سکانس چهارم می خواهم زندگی کنم وزندگی را دوست بدارم با همه دروغ هایش با همه نیرنگ با همه بی رحمی وبا همه ناملایماتش وبه هر شکلی که باشد سکانس پنجم و آره !!!!!!!!ششم و..................... همین طور که یکی یکی می شمردم سرم رو بالا کردم دیدم قطره های بارون روی صورتم نشسته دیگه آسمونم باهام همنوا شده بود تصمیم گرفتم برا ساختن اهنگ زیبای سناریوم روی دکمه های سفید پیانوی زندگیم بیشتر فشار بدهم و اهنگ قشنگی به زیبایی آوای همه پرنده ها بنوازم =============================================== =================== آوای فاخته (برای دل خودم نوشتم ) تب وتاب روزای اول عید کمتر شده زنگ تلفنهاو گوشیهای همراهو زنگ در خونه کمتر شده هیاهو وحالا من می رم خونه تو بیا دیدنم وحالا تو بشین من میا م دیدنت ومن بزرگترم وتو کوچکتری و ........باگذشت چند روز از عید خدا را شکر کمتر شده ... راستی این ایام عیدم درست مثل چیزای دیگه هدفش گم شده تو چشم وهم چشمی ها وبه رخ کشیدن ها و نشون دادن کاسه کوزه ها و زرق برق ها وچشم هم دیگه رو کور کردن وپز دادن ها و........ پیش از ظهره وهنوز هوا کمی خنکه ویه نیم نگاه خورشید می چشبد میام توی ایوان پشت به آفتاب می شینم سکوت دلپذیریه چشمامو می بندم وغرق در لحظات حال می شم ومی خوام زمان را بگیرم وحسش کنم همه جا ارامش وسکوت فقط صدای یه فاخته (همون یا کریم ) که رو مهتابی نشسته تو گوشمه نمی دونم چی می گه فقط هر چه تو فکرمه اونم سازش باهام هم نوا می شه دیگه حوصله ندارم بقیه اونو بنویسم چون همین حالا که داشتم اینارو می نوشتم یه سوئ تفاهمی بین من ویکی از دوستای عزیزم پیش اومد که دیگه حوصله نوشتن ندارم تو پست بعدیم ادامه می دم ......... فقط بگم امروز تصمیم گرفتم سناریو جدیدی برا زندگیم بنویسم ونقش اصلی اونو هم به خودم بدهم تا ببینم چی میشه ......... حتما موفق می شم =================================================== یا مقلب القلوب و الابصار دوباره زندگی را آغاز کنیم مثل بهار آغاز سال ۱۳۸۷ نه تعجب نکنید می دونم حالا باید بگم آغاز سال ۱۳۸۸ اما اینو می خوام بگم انگار دیروز بود همهمه تو خیابونا و ازدحام جمعیت وترافیک وبوق ماشینا .نزدیک تحویل وهر کس می خواست خودشو برسونه خونه وسال رو با خانواده ش باشه و.......... راستی چه زود گذشت همین که اعلام سال جدبد شد انگار دوباره عقربه ها ی ساعت مسابقه دویدن را شروع کردن ....... چشم به هم گذاشتیم فروردین و.... بهار رفت و پاییز سروکله اش پیدا شد وتو چند سوت زمستون هنوز نیومده رفت ...... دوباره سال جدید و عید شد روز از نو و روزی از نو ......... هر چه می گذره انگار ثانیه های عمر سریع تر می دوند چشم به هم بزاری سال دیگه این موقع رسیده خوب حالا از خودم می پرسم تو این سالهایی که پشت سر هم می آیند ومی روند که چی ؟ من چه تغییری کردم چه چیز من بهتر شده چند تا دل رو بدست اوردم چند تا دل رو شکستم چقدر برا تغییر وقت گذاشتم چقدر از لحظات عمرم بیهوده گذشت چه کارایی باید می کردم ونکردم چه کارایی نباید دنبالش می رفتم ورفتم چند دفعه انگشت ندامت وپشیمونی به دهن گرفتم چقدر وقتمو صرف کمک به دیگران کردم و..........و.......و....؟!!! و خیلی از حساب کتاب های دیگه بود که با خودم کردم ودیدم خیلی بده کار شدم ........من واین همه بدهی ؟......... چند تا توصیه به خودم وشما : ۱- وقت کردیم یه سری به سرای سالمندان و بیمارا تو بیمارستانا بزنیم خیلی از چشم ها به راهه ۲-ماهی هایی که تا قبل از تحویل با دوتا چشممون ازشون مواظبت می کنیم و بعد از تحویل اونا رو فراموش نکنیم - مواظب اضافه وزن وسلامتیمون باشیم ۴- خیلی ها هستند که صورتشون با سیلی روزگار سرخه یاد اونا هم باشیم چند تا چیز را نو کنیم : ۱- افکارمون را راستی اگه برا مسافرت اصفهان را انتخاب نکنید خیلی ضرر کردید اصفهان نصف جهان عروس شهر های ایران خیلی خوش می گذره البته خدا کنه زاینده رودش آب داشته باشه امسال *** بازگشت از سفر روحانی حسین سروری از کربلای معلا را خیر مقدم عرض می کنم باشد که مورد قبول حق قرار گرفته باشد http://www.baharbarani.blogfa.com/
|
About![]()
«اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۗ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ * لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ» Archivesهفته دوم آبان 1388هفته سوم مهر 1388 هفته اوّل مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته سوم شهریور 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته دوم مرداد 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته سوم تیر 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته اوّل خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 Links
****فریاد بی صدا***** |