تبليغاتX
رویای عشق -

رویای عشق

(به نام خالق عشق ) واین نیز بگذرد

عجب صبری خدا دارد...

اگر من جای او بودم

همان یک لحظه اول

که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان

جهان رابا همه زیبایی وزشتی

به روی یکدگر ویرانه می کردم!

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

که درهمسایه صدها گرسنه ؛چندبزمی

گرم عیش ونوش می دیدم

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم

برلب پیمانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

که می دیدم یکی عریان ولرزان

دیگری پوشیده از صد جامه رنگین

زمین وآسمان را واژگون؛ مستانه می کردم!

عجب صبری خدا دارد

اگرمن جای اوبودم

نه طاعت می پذیرفتم؛نه گوش

از بهر استغفار این بیدادگرها تیزکرده

پاره پاره درکف زاهد نمایان

سجده صددانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

برای خاطر تنهایکی مجنون صحراگرد بی سامان

هزاران لیلی نازآفرین را کوبه کو

آواره می کردم.

عجب صبری خدا دارد

اگرمن جای او بودم

به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپای وجود بی وفا معشوق راپروانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگرمن جای او بودم

به عرش کبریایی؛ باهمه صبرخدایی

تاکه می دیدم عزیز نابه جایی ناز بریک ناروا گردیده خاری می فروشد

گردش این چرخ راوارونه بی صبرانه می کردم.

 عجب صبری خدا دارد

اگر من جای اوبودم

که می دیدم مشوش عارف وعامی

زبرق فتنه این علم عالم سوزمردم کش

به جز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری

دراین دنیای پرافسانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگرمن جای او بودم

اگر من جای اوباشم...

همین بهتر او جای خود بنشسته وتاب تماشای

تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد.

وگرنه من به جای او چه بودم!

   یک نفس کی عادلانه سازشی به جاهل وفرزانه می کردم!

عجب صبری خدا دارد...

عجب صبری خدا دارد...

(رهی معیری)

     









 

+نوشته شده در شنبه 1388/03/30ساعت14:4توسط شهره | |