تبليغاتX
رویای عشق -

رویای عشق

(به نام خالق عشق ) واین نیز بگذرد

 زمان بایست  !می خواهم پیاده شوم  

 از  آینده بیم دارم .

 آینده ! از تو هراسانم  می دانم با آمدنت باغچه خانه ام با عطر اقاقی ها

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰خوشبو نخواهد گشت

شقایق ها  پژمرده  و دیگر نخواهند رقصید

آینده ! از تو بیزارم  زیرا با آمدنت صحنه زندگیم بی سکانس خواهد ماند

هوای دلم ابری و نم نم باران به مهمانی چشمانم !!!

با آمدنت مرا محکوم به تنهایی خواهی نمود 

ساز زندگیم کوک نخواهد شد وهیچکس

نخواهد فهمید بر من چه خواهد گذشت

آینده !.؟......می دانم تو با آمدنت برای همیشه پنچره دلم را به

 روی کوچه باغهای دوستی و عشق   خواهی بست

و .... .... را برای همیشه از من جدا خواهی کرد

آینده!!!!؟  از تو بیزارم .....

===========  =====================================================

  دستانم خالی

نگاهم سردوآرام

نگاهم رو به بالا! رو به آبی آسمان

در جستجوی تو ای تک ستاره بخت واقبالم

باید صبر نمود تا سیاهی براید

آنگاه ستا ره خود را بیابم و به نظاره بنشینم !!!

ستاره من وآبی آسمان 

 چون چشم نرگس ورقص شقایق با هم بیگانه اند



 









+نوشته شده در شنبه 1388/04/06ساعت23:42توسط شهره |